زندگی نامه مرحوم حاج چراغعلی صفائی
زندگی نامه مرحوم حاج چراغعلی صفائی
امیدوارم همه انسانها به حدی رسیده باشند که به حق دیگران احترام بگذارندو رعایت حق دیگران در نزد آنها
برتر از اطلاع رسانی باشد.
خواهشمندم متن این زندگینامه را به هیچ وجه در وبلاگ خود کپی نکنید .

مقدمه:
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران
کدکنی
سخن در مورد مردی است که در محل و منطقه ی ما نمونه و به اعتباری تک بود. این مرد از شخصیتی بهره مند بود که هر فردی با او برخورد می کرد شیفته ی رفتار و عظمت او می شد . گویی در وجود او مغناطیسی وجود داشت که افراد را با هر خصوصیتی به سمت خود جذب می نمود.
او همچون منشوری بود که هر فردی به دلیل روشنایی و نور خاصی که از او می دید به سمتش کشیده می شد. عده ای به دلیل نیاز مالی به ایشان رجوع می کردند. گاهی اوقات اگر خودش فاقد توانایی مالی بود ، اما از هر راهی افراد را نا امید نمی کرد. عده ای هم برای حل مسائل خانوادگی به او مراجعه می کردند و یا خود به محض اطلاع در جهت حل گره های خانوادگی تلاش زیادی داشت و غالبا هم موفق بود و افراد در مقابل همان مغناطیس وجودیش توان مقاومت نداشتند و خواسته اش را گردن می نهادند. در موارد زیادی برای حل مشکلات اداری افراد اقدام می نمود و با روابط عمومی محکم و استوار خود در مناطق و شهر های مختلف به حل آن مشکلات می پرداخت.
گاهی چتر محبت او شامل افرادی میشد که در حال تحصیل و کسب علم و دانش بودند. او با همان دید باز خود دست این افراد را می گرفت و راهنمای آنها بود. شاید بتوان گفت او در محل نقش وکیل مدافعی را برای مردم بر عهده داشت و یا نقش برادر بزرگ را انجام می داد. وقتی کسی برای حل مشکل به ایشان مراجعه می نمود افراد را سرزنش نمی کرد و تمام تلاش او فقط حل مشکل آنان بود. خصوصیت دیگر او سخت کوشی و تلاشی بود که برای تامین معیشت خود به کار می برد. ماشین لندرور او شاید از اولین ماشین هایی بود که صبح زود از محل خارج می شد و در برگشت هم هیچ وقت خالی نبود و در طول مسیر پناهگاه و مامن زنان و مردان خسته از کار بود.
زندگی به او آموخته بود که راه و رسم مردانگی و دینداری چیزی جز گرفتن دست ناتوان نیست.
زندگی نامه حاج چراغعلی صفایی از زبان فرزندشان مهندس احمد صفایی
در دهم مرداد 1309 (ه.ش) نوایی ملکوتی در کلبه محقر مرحوم باب الله و باجیه خانم سکوتی را در هم شکست وخورشیدی درخشید که شعاع آن سالها منطقه سوادکوه را در نوردید. آن دو بزرگوار سه پسردیگر به نامهای رضا،نقی، صادق و دو دختر به نامهای ام البنین و خورشید(مادر شهید محمد عباسی) پس از چراغعلی تحویل جامعه داده اند. {{ او فرزند پدری بود که در روستای اتو به صداقت در کار و مهارت در حرفه ی خود شهرت داشت. در آن زمان در محل کسی کار خانه سازی با چوب و گل را انجام نمی داد . شاید او از معدود افرادی بود که این کار به دست او صورت می گرفت. بسیاری از خانه های لارده ای ( چوب و گل ) اتو به دست توانای پدرش صورت گرفت. خانه هایی که بعد از گذشت سال ها همچنان پابرجاست. پدرش مرحوم باب ا... همیشه عینکی بر صورت داشت و درپشت صورت آفتاب خورده ی او سخت کوشی ، جدیت و تلاش موج می زد. چیزی که در زندگی پدرش معنا نداشت استراحت و بیکاری بود.}}
چراغعلی درس مکتب را در محضر حاج آقا باکویی گذراند

( آقای رحمت ا... باکویی ، اولین معلم مکتب خانه در اتو )
او از همان کودکی علاقه زیادی به اهل بیت داشت و عاشق شبیه خوانی بود، به طوری که به همراه گروه های دوره گرد تعزیه خوانی ( غریب تعزیه خوان ) که از هزار جریب می آمدند همکاری می کرد و با آنها به روستاهای اطراف جهت اجرای تعزیه می رفت. تا که به عنوان بهترین و خوش صدا ترین تعزیه خوان روستای اتو تمامی نقش های اول را به مدت بیشتر از چهار سال به خوبی اجرا می کرد.

( از راست آقای حاج چراغعلی صفایی و مرحوم آقای حاج فیض ا... شهابی )
ایشان در بهمن 1349 مشرف به حج تمتع شدند (به همراه حاج رمضان قاسمی و حاج محمد علی هاشم زاده ) که ابتدا با قطار به تهران رفتند و از تهران به فرودگاه جده رسیدند.
حاج چراغعلی صفائی3 پسر و 6 دختر دارند و با اینکه در زمان خودشان امکانات تحصیل مهیا نبود تلاش زیادی برای تحصیلات عالیه فرزندان داشتند. صدای خوب حاج آقای صفائی با آن لحن دلنشین در تعزیه های شهادت امام حسین و مسلم و طفلان و... هنوز در گوشمان طنین انداز است.

همه او را دوست داشتند و او نیز احترام زیادی برای همه قائل بود. به گفته فرزندشان ایشان آرزوی زیارت کربلا رو داشتند که اجل به او مهلت نداد. و امیدواریم که با امام حسین و یارانش همنشین باشند.
پشتکار و فن بیان و روابط اجتماعی قوی ایشان از شاخصه های مثبت و و راهگشای مهم رسیدن به سر منزل مقصود بود
از نوجوانی به کار و حرفه خود علاقه زیادی داشته و بصورت مستمر در حال کسب تجارب و اطلاعات فنی از مدیران و مسئولین کارخانه اشباع از جمله مهندس دانش و مهندس پرتابیان بودند در این را ه توانستند پله های پیشرفت را بسرعت طی کرده و به عنوان مدیر کاخانه چوب بری لاجیم منصوب شوند و در زمان تصدی مدیریت ،فعالیت زیادی در جهت ارتقاء کارخانه انجام دادند.
( جمعی از کارکنان کارخانه لاجیم )
ایشان پس از بازنشستگی هم در زمینه مسائل اقتصادی شم بسیار قوی داشته بطوری که منشاء خدمات و ایجاد کار برای بسیاری از مردم سوادکوه بوده اند پیمانکاری تهیه و تبدیل چوب آلات احداث کارخانه چوب بری ،احداث کوره های تولید ذغال ارسال آن به اقصی نقاط ایران وطرح های پاک تراشی و نهال کاری مجدد سبب ایجاد کار برای مردم منطقه و راهگشا و راهنمای دیگر دوستان برای پیروی از راهکار های مدیریتی ایشان بوده است
در طی مسیر موفقیت ها ،که بی شک مرهون پشتیبانی بستگان با وفای خود بوده روز های تاریکی هم در کارنامه کاری و زندگی اش بوده که از جمله آن واقعه درد ناک حادثه کاری مرحوم حاج رحمت طالبی بوده که علیرغم تلاش بسیار زیاد حاج آقا صفائی مرحوم طالبی بر اثر شدت جراحات شهادت گونه به دیار باقی شتافتند و همچنین غم از دست دادن شهید محمد عباسی که از نظر بسیاری از خصایص شبیه ایشان بودند و از دست دادن مرحوم حاج رحمت احمدی و حاج شوکت احمدی که غمی جانکاه بر قلب ایشان و همه فامیل بجا گذاشتند .
از اوراق بسیار رنگین زندگی مرحوم ترغیب فرزندان و اقوام به تحصیل و دانش اندوزی بوده بطوریکه بسیاری از افراد با حمایت های ایشان به مدارج بسیار بالا دست یافتند که از آن جمله میتوان به افتخار و سبب سربلندی منطقه آقای عمران اسدی اشاره کرد.
ارتباط ایشان با روحانیت هم بسیار زیاد بوده بطوریکه حضرت آیت الله نظری در امور مهم از ایشان به عنوان فردی مورد وثوق استفاده می نمود و حتی به دلیل موقعیت ممتاز شغلی در ماموریت هائی به اهواز و مناطق دیگر اعلامیه های حضرت امام را پخش میکردند حتی یکبار در یکی از ماموریت ها ماموران به ایشان مظنون شده که با ذکاوتمندی خود را از مهلکه رهانید.
از اینرو آیت الله نظری همیشه از ایشان به عنوان انقلابی قبل از انقلاب نام میبردند و اذعان میداشتند که کار های ایشان کار مردان بزرگ بود .

( نفر دوم نشسته از راست آقای حاج میرزا بابا شهابی ، نفر چهارم حاج چراغعلی صفایی ، نفر ششم آیت ا... نظری )
در سال 1342 در زمانی که طلاب و علمای حوزه علمیه مورد غضب قرار گرفته و از بام مسجد به پائین پرتاب شدند از سوی آیت الله نظری مامور شد طلاب مصدوم را جهت مداوا به بیمارستان منتقل نماید .در بعد از انقلاب هم در حمایت از رجل سیاسی تلاش های زیادی نموده که از آنجمله میتوان به حمایت بیدریغ از حاج احمد آقا علیزاده اشاره کرد که به عنوان نماینده مردم شریف قائم شهر و سوادکوه انتخاب و بتدریج به مدارج بالا و در نهایت به عنوان یکی از استوانه های نظام مورد وثوق مقام رهبری قرار بگیرند
در سال 1373 متاسفانه دچارسکته قلبی شدند و در بیمارستان نیمه شعبان ساری بستری گردید و پزشکان توصیه اکید نمودند که به خودش فشار زیادی نیاورد و استراحت کند در همان سال مشتاقانه همانند سالهای قبل نقش اول تعزیه را پذیرفت و با همان حال انجام وظیفه می نمود. وضعیت جسمی ایشان تحلیل رفته بود و حال و رمقی نداشت در صحنه ای از تعزیه که امام حسین با زینب گفتگو می کند و به خواهر می گوید که می خواهم بخوابم، حالت ضعف در حاج چراغعلی به وضوح دیده شد و دست اندرکاران نگران وضع جسمانی ایشان بودند و آماده شدند تا تعزیه را خلاصه کنند که ناگهان دیدند ایشان به سمت علم رفت و یک ذکری در زیر لب گفتند و بعد دوباره شروع به رجز خوانی کردند و انگار نه انگار که این فرد مریض بودند و نای خواندن نداشتن و این نشان می دهد که عشق به اهل بیت قوت خاصی به ایشان می داد.
و سرانجام در 26 خرداد 1376 در بیمارستان نیمه شعبان در اثر سکته قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد
تشییع جنازه ایشان بدون هماهنگی قبلی انجام شد و اکثر دوستان و آشنایان ایشان اطلاعی از این حادثه نداشتند با این حال بسیار شلوغ بود و مردم این مرد مهربان را با احترام به خاک سپردند. در مراسم روز سوم ایشان عاشورای جدیدی تداعی شد و علم های زیادی از روستاهای اطراف به اتو آورده شد و زنجیر زنی و سینه زنی به صورت خودجوش انجام شد.
نام و یاد او و خصایص ناب و ویژه اش بی شک زبانزد خاص و عام بوده و خواهد بود
نوای داودی او تنها ویژگی ماندگارش نبود که اشتهارش به گواه همگان به سبب جوانمردی نوعدوستی مروت و نیکو کاریش بود .
یاد و خاطرش را ارج می نهیم و او را می ستائیم که سبب سر افرازی ما بوده و هست .
او ز عرش آمد زمین ماوا نبود
جای او افلاک بود اینجا نبود
در نهایت از تلاش و زحمات مهندس احمد علی صفایی بی نهایت متشکرم که تمامی این اطلاعات را در اختیار وبلاگ نیکان قرار دادند.
حاج آقا صفایی و همسر مکرمه ایشان حاجیه خانم باجی عطایی فرزندان گرانقدری تحویل جامعه دادند. مهندس احمد آقا ، و مهندس آقا محمود و آقا ابوالقاسم و دختران محترم آن مرحوم در محل باعث افتخار اتویی ها می باشند.
این فرزندان نتیجه ی پاکی ، صداقت و ایمان پدر و مادرشان هستند.
( مهندس احمد علی صفایی )
عکس های دیگر از حاج آقا صفایی
( مراسم عروسی آقای حاج تیمور عطایی سال 1351 )

( از راست آقای حاج رحمت احمدی ، و آقای حاج چراغعلی صفایی در مشهد مقدس )



( حاج آقا صفایی به اتفاق همسر و مادرشان در جمع فرزندان )

( حاج آقا صفایی به همراه مرحوم آقای فرمان اسدی )

( حاج آقا صفایی در کنار فرزندانشان آقا احمد علی و آقا محمود )

( حاج آقا در کنار فرزندش آقا ابوالقاسم و آقای اردشیری داماد خانواده )

هدف از ایجاد وبلاگ گریزی است از آنچه میدانیم به آنچه که نمی دانیم.