مقدمه

دیار من اتو در دل خود ،خاطرات مردان و زنانی شریف و زحمتکش فراوانی را به یاد دارد.خاطراتی از جنس تلاش و کوشش مضاعف برای اداره زندگی خود و به بار نشاندن فرزندانی که امروزتک تک آنها خود پدر و مادری هستند که به برکت وجود نیاکان خود سکان زندگی را به پیش می رانند.

در سالهای قبل از (1330)نوع معیشت مردم بر اساس کارهای کشاورزی و بهره برداری از جنگل و یا دام داری بود.اما به مرور زمان و با شروع بکار استخراج معدن زیرآب و تاسیس جاده و به راه افتادن کارخانه ی چوب بری لاجیم تحولی اساسی در نوع زندگی مردم اتو و روستاهای اطراف پدید آمد.تعداد زیادی از جوانان اتویی در معدن زیرآب و کارخانه لاجیم مشغول به کار شدند.(حدود100نفر).

کارخانه لاجیم یک مجموعه ی تقریبا کاملی بود .کارگران و کارمندان اتویی دارای سرویس و ماشین بنزی اطاق داری بود که کار رفت و برگشت بواسطه آن صورت می گرفت.صبح زود پدرانی که اکثر آنها غعلا زنده نیستند ،صبحانه و ناهاری که چیزی نبود جز نان و قند وچای را در کیف خود قرار می دادندو به لاجیم می رفتند.و در طول روز هر فرد در مقام و مسولیتی که داشت مشغول به کارمی شد .بیاد می آورم در غروب دل انگیز اتو زمانی که در زمین فوتبال مشغول بازی بودیم ،سرویس کارگران اتویی را مشاهده می کردیم که به اتو بر می گشت.

خاطره ای دیگر به نزدیکی های روز سی ام هر ماه بر می گشت که معمولا یک ماشین چیپ کوچک (ماشین پرداختی)از جاده اتو به سمت لاجیم می رفت.روز بعد کارگران از شرکت تعاونی کارخانه کالا های ضروری خود را می خریدند.ما کودکان دیروز برای کمک به پدران مان به ایستگاه اتو می رفتیم.چه لذتی داشت آن روزها.کارخانه لاجیم بخش مهمی از زندگی و خاطرات دیار من اتو را تشکیل می دهد.تعداد زیادی از مردان شریف اتو در ان کار و بهتر است بگویم که زندگی کردند.

حیف که امروز فقط خاطرات خوش آن کارخانه بجا مانده است.