گفتگویی با آقای محمدرضا احمدی
زندگینامه آقای محمد رضا احمدی

مقدمه
در یک روز خوب پاییزی در روستای اتو میزبان معلمی مولف ،محقق و سخت کوش بودم که سکون و همراه شدن با جریان معمول در زندگی او معنایی ندارد. مشغله های زندگی و روال اداری، مانع شکستن قالبهای آموزشی مرسوم سنتی برای او نیست. او در پی آن است تا طرحی نو در اندازد و گرهی از گره های آموزشی فرزندان این مرز و بوم را بگشاید.
دراین راه مشکلات فراوانی را لمس نمود تا اینکه بتواند در حوزه آموزش و تعلیم، بزرگان این فن را به تعظیم و کرنش واداشته و جایی را به خود اختصاص دهد.او با کار مدام و تجارب گرانقدرش باعث افتخار مردم و فرزانگان این روستا می باشد.
لازم به تذکر است که وبلاگ در ویرایش، تلخیص ، و اصلاح مصاحبه مختار است و مسئولیت پاسخگویی به پرسش های خوانندگان با مصاحبه شونده می باشد.
مروری بر زندگی
· تولد: 1352 در روستای اتو
· اتمام تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی در اتو
· کسب رتبه اول در رشته قرائت قرآن در سوادکوه
· اتمام دوره دبیرستان در مدرسه شهید نواب صفوی شهر زیرآب
· قبولی در رشته آموزش ابتدایی در تربیت معلم دکتر شریعتی ساری (73-70 )
· استخدام در آموزش و پرورش و شروع به کار در روستای داش لی الوم مراوه تپه گلستان ( 1374)
· معلم پایه ی پنجم در کلاگر محله جویبار
· ازدواج در سال 1378
· کسب رتبه اول جشنواره الگو های مناسب تدریس در استان مازندران 1380- 1379
· آموزش در تهران به عنوان نماینده معلمان جویبار در رابطه با کتاب های جدید التالیف
· اخذ مدرک کارشناسی آموزش ابتدایی 1380
· کسب رتبه اول در جشنواره الگو های تدریس برای دومین بار 1382
· نفر برگزیده جشنواره الگو های تدریس کتاب « هدیه های آسمانی » در سطح کشور
· مدیر نمونه در سطح استان مازندران 1383 - 1382
· مجری کتاب های جدید التالیف و معلم و مدرس معلمان در ضمن خدمت 1383 -1382
· عضو گروه های آموزشی و عضو هسته تخصصی اداره کل استان مازندران به مدت 10 سال
· داور جشنواره الگو های مناسب تدریس در استان مازندران
. بازی در تیم فوتبال شاهین جویبار با مربی گری حسین مسگر ساروی ( 1384 ) و همچنین بازی در تیم بزرگسالان اتو
· قبولی در امتحان اعزام به خارج از کشور با عنوان رتبه نهم علمی کشور 1385- 1384
· اعزام به کشور تانزانیا و تاجیکستان 1389- 1386
· کارشناس تکنولوژی آموزشی در گروه های آموزشی استان
· معاون دبستان و مدیر دبستان های امامت و صاحب الزمان در قائمشهر
· قبولی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته تکنولوژی آموزشی در ساری
· تالیف کتاب های مختلف کار در پایه های دوره ابتدایی
· تالیف کتاب کامل تیز هوشان (ریاضی و علوم) برای پایه ی پنجم
· مدیر داخلی تهیه پیک های نوروزی 1390
· تدریس در موسسه های آموزشی خصوصی 1392
ü آقا محمد رضا، در ابتدا خلاصه ای از تحصیلات دوران ابتدایی و راهنمایی را بیان نمایید؟
من محمد رضا احمدی متولد 1352 در اتو هستم . پدرم علی گل (علی ) و مادرم ایران (توران ) می باشد.دوران ابتدایی را در مدرسه شهید ناطق نوری اتو گذراندم. معلم پایه اول من آقای ولی الله کریمی و معلم پایه پنجم من آقای غلام عطایی و مدیر مدرسه آقای شعبان عطایی بود. در آن مقطع شاگرد اول کلاسمان آقای احمد دادویه بود. دوره راهنمایی را در مدرسه ی آیت الله طالقانی اتو طی نمودم که مدیر آن آقای مجتبی موسوی بود . در دوره ی ابتدایی در قرائت قرآن در سوادکوه و در سوم راهنمایی نفر سوم در سطح استان بودم.تشویق پدر و مادرم و تلاش های معلم من آقای جوینی زمینه ساز گرایش من به قرآن بودند.
ü تحصیلات دبیرستان را چگونه طی کردید؟
تحصیلات مقطع دبیرستان را در مدرسه نواب صفوی چراغ برق زیراب خواندم . سال اول و دوم را در منزل خاله هایم بودم و سال سوم چهارم مستاجر بودم که هم اتاقی هایم آقایان سلیمان سلیمانی و عباس احمدی بودند .معمولا در تعطیلات پایان هفته به اتو می آمدم . در سال دوم دبیرستان رشته علوم انسانی انتخاب نمودم. در دوره دبیرستان شاگرد اول کلاس بودم .معلم فیزیک سال اولم آقای محمود اسدپور بود که معلمی خوب و آرامی بود.استاد محمودی معلم ادبیات من بود همین جا باید این راز را افشا نمایم که به علت مشکل استاد محمودی ورقه های امتحانی کلاسمان و سایر کلاس ها را تصحیح می نمودم.
ü اوقات بیکاری در تابستان را چگونه می گذراندید؟
در تابستان هر سال به کار بنایی یا کارهای دیگر می پرداختم من به همراهی آقایان محمدزمان و ایرج سلیمانی و باقر و علی اکبر احمدی در شهر بابل کار می کردیم. دستمزد ما روزی 3 الی 4 تومان بود. آقای باقر احمدی با صاحب کار قرار داد می بست و ما کار را به اتمام می رساندیم.

( سال سوم دبیرستان به همراه پسر عمه هایم آقایان سلیمان و ایرج در زیراب )
ü چگونه به تربیت معلم رفتید و چه افرادی در این مورد در شما تاثیر گذار بودند؟
بعد از اخذ دیپلم برای آمادگی در کنکور یک سال درس خواندم که در آن مدت با پسر عمویم علی اکبر احمدی که معلم بود هم خانه بودم در نهایت او در رشته روانشناسی دانشگاه تهران و من در تربیت معلم خزر آباد ساری قبول شدم معلمی را بهترین شغل می دانستم و فکر می کردم بعد از تحصیل دغدغه اشتغال ندارم و دوستانم هم در این ارتباط بی تاثیر نبودند.
( تربیت معلم دکتر شریعتی ساری ، به همراه هم دوره ای ها از جمله سومین نفر نشسته از سمت راست حامد دیانی و استاد برادران ، استاد ریاضی سال 1372 )
بعد از اتمام تحصیل مدتی را در یکی از مدارس راهنمایی تهران تدریس نمودم که معاونت آن مدرسه با آقای حاج علی اکبر (راشد) تقوی بود و همزمان با من آقایان سعید هاشم زاده و علیرضا شعبانی و علی اکبر احمدی نیز در آن مدرسه تدریس می کردند.

ایستاده از راست آقایان ایرج سلیمانی،علی اکبر احمدی،محمد رضا احمدی،عباس احمدی
ü ازاولین روزهای ورود به حرفه معلمی چه خاطراتی دارید؟
درسال (74) ردیف استخدامی من امد. ومن به روستای داش لی الوم مراوه تپه گلستان فرستاده شدم.

( روستای رشه سو از منطقه مراوه تپه ی استان گلستان در میان دانش آموزان ترکمن)
روستا (20) خانوار و صد دانش آموز داشت. همه مردم ترکمن بودند و زبان فارسی را بلد نبودند. بعد یک آقایی آمد و در حمل وسایلم به من کمک کرد.او کدخدای محل بود. همراه او وارد اتاقی شدم که نمدی در آن پهن بود. در اتاق آتش روشن بود و سگی در گوشه آن نشسته بود. من به خانمش سلام کردم ولی جوابی نداد. بعدا متوجه شدم که در آنجا زنان با مردان دیگر اصلا صحبتی نمی کنند. یک سال در آنجا بودم . با جدایی گلستان از مازندران به شهر جویبار آمدم و معلم پایه پنجم کلاگر محله جویبار شدم.هنگامی که در داش لی الوم بودم با یکی از بستگان خوبم ازدواج کردم (1376) و در سال بعد عروسی نمودم. در جویبار با همسرم زندگی می کردم. فرزندم آقا احمد رضا در سال (1378)متولد شد.
ü آقا محمد رضا نقطه آغاز درخشش شما در حرفه معلمی چگونه شروع شد؟
در آموزش و پرورش برای ارتقا حرفه ای معلمان جشنواره ای بنام جشنواره الگوی مناسب تدریس برگزار می شود که مخصوص معلمان است.در (80_79) در جشنواه شرکت کردم و در پایه سوم رتبه اول را در سطح استان بدست آوردم .در همان سال به عنوان نماینده از جویبار و برای آموزش معلمان در رابطه با کتابهای جدیدالتالیف به تهران رفتم.
در سال (80) کارشناسی آموزش ابتدایی رابه اتمام رساندم.و دومین بار در جشنواره الگوی تدریس در سطح استان برگزیده شدم و به مرحله کشوری راه یافتم و نفر اول جشنواره در سطح کشور شدم.

( کرمانشاه ، نفرات برگزیده کشور در جشنواره الگوهای تدریس 1382 )
علاوه بر آن در جشنواره تدریس درس (هدیه آسمانی) نفر برگزیده کشور در پایه سوم شدم.
در این راستا با برخی از افراد صاحب نام در موضوع الگوی تدریس در سطح کشور مخصوصا خانم سهیلا حاجی اسحق آشنا گردیدم.
ü چگونه وارد دنیای تالیف کتاب شدید؟تالیفات خود را مختصرا معرفی کنید.
ü در سال (82) کتاب کار فارسی سوم دبستان را نوشتم که کتاب کار آموزشی بود. این کار به سفارش خانم حاجی اسحق صورت گرفت. ناشر این کتاب انتشارات دانش آفرین تهران بود. این کتاب در سطح استان در (30000) جلد منتشر شد. اما موضوع جالب توجه این بود که من از این موضوع اطلاعی نداشتم و فکر نمی کردم که کتابم در این سطح منتشر شود.
کتابهای تالیفی من شامل کتابهایی است که اشاره خواهم کرد
1- کتاب کار فارسی سوم دبستان در سال 84
2- کتاب "کار بست الگوی نوین تدریس در دوره ابتدایی" کار مشترک با آقای معتمدی
3- کتاب "باز هم می توانم" کتاب کار تابستانه برای پایه سوم در سال 85
4- کتاب کامل تیزهوشان ریاضی و کتاب کامل تیزهوشان علوم در سال90
5- کتاب "باز هم می توانم" برای سال پنجم در سال 90
6- کتاب کار علوم سال اول دبستان
7- کتاب " بازهم می توانم" برای دوم دبستان
8- کتاب کار علوم که در دست اقدام است
ü بر خلاف روش های تدریس سنتی، تدریس مشارکتی و فعال چه کاربردی دارد؟
در جریان آموزش در تهران خانمی از بندر عباس که مدرس ما بود تدریس مرا عوض کرد و روی من تاثیر گذاشت.روش او تدریس مشارکتی و فعال بود. در این روش دانش آموز به سنتی سابق درکلاس نمی نشیند بلکه به شکل دایره وار روی صندلی می نشیند و تماس بچه ها با همدیگر وبا دبیر رودر رو و صورت به صورت است. دانش اموز نقش فعال دارد و منفعل نیست.
ü آقای احمدی چگونه در امتحان اعزام به خارج شرکت کردید؟
چون همسرم فرهنگی نبود و سهمیه ای نداشتم به طور جدی درس خواندم. تا اینکه در سال (84) در امتحان قبول شدم و رتبه نهم علمی را در ایران بدست آوردم. برای دومین بار که در امتحان شرکت می کردم با توجه به تجربه سال قبل دقیقا می دانستم که قبول می شوم. نمره علمی شرط ورود به مصاحبه بود. در هنگام مصاحبه بی تاب سوال بودم. قبولی برایم مهم بود. از قبل بیوگرافی برخی از مصاحبه کنندگان را خواندم .در هنگام مصاحبه احساس می کردم که بیشتر از آنها می دانم. وقتی آنها از من می خواستند از روی کتاب تدریس نماییم می گفتم کتاب لازم نیست و فقط موضوع را از آنها می خواستم و تدریس را شروع می کردم.
ü لطفا در مورد کشورهایی که به آنجا اعزام شدید اطلاعاتی را در اختیار ما قرار دهید.
اولین کشور تانزانیا بود که کشور آفریقایی و همسایه کنیا و موزامبیک است. پایتخت آن دارالسلام و کشوری سرسبز ،آب و هوایی شبیه مازندران را دارد. مدرسه ایرانی ها در سفارت ایران بود. زبان اصلی آن انگلیسی و واحد پول آنها شیلینگ است. من با خانواده ام به آنجا رفتم. در تانزانیا خانه ها را با همه امکانات اجاره می دهند. مردم آن سیاه پوست و میانه خوبی با سفید پوستان ندارند. از نظر امنیتی از وضعیت خوبی برخوردار نیست. پشه مالاریا در انجا فراوان است و معمولا برای زندگی در آنجا باید محیط و فضا را اسپری نمود. من به مدت نه ماه در آن کشور بودم و بعد از آن به ایران آمدم. در این کشور همسرم متحمل سختی های فراوانی شد. زیرا بیماری مالاریا و عدم امنیت دو موضوع نگران کننده در این کشور بودند. این دو عامل باعث می شد که همسرم تمام ساعات روز را در خانه سپری کند. اگر صبر و تحمل ایشان نبود من قادر نبودم ماموریتم را به نحو احسن به انجام برسانم. علاوه بر این همسرم در تمام مدتی که در تانزانیا بودیم نان را با دست خود مانند مازندرانی ها درست میکرد چون نان آنجا مناسب برای خوردن نبود. این مطلب را باید اضافه کنم که واقعا موفقیت های خودم را مرهون فداکاری و تلاش همسرم میدانم.

( شهر دوشنبه ، مرکز تاجیکستان به همراه همسر خانم نوری ، زمستان 88 )
در دو ماه اول ورود به دارالسلام به من تلفن زدند که به خانه ات زنگ بزن و با پدرت صحبت کن، در هنگام صحبت متوجه شدم که حال پدرم وخیم بوده و خوب نیست. متاسفانه بعدا زنگ زدند که پدرم فوت کرد.
( روستای اتو ، سال چهارم دبیرستان به همراه پدر )
دومین کشوری که برای تدریس رفتم تاجیکستان بود. دوشنبه مرکز تاجیکستان است که 8 ملیون جمعیت دارد و دین آن ها اسلام می باشد. در تاجیکستان در همه ی مقاطع 400 دانش آموز داشتیم که دختر و پسر باهم درس می خواندند. در آنجا با خانواده ام زندگی میکردم و در سال 1390 به ایران آمدم.
(پارک غلبه شهر دوشنبه تاجیکستان ، اردو با دانش آموزن سال 88 )
ü بعد از اتمام ماموریت و آمدن به ایران به چه کارهایی مشغول بودید؟
بعد از ورود به ایران مدتی را به عنوان کارشناس تکنولوژی آموزشی مرکزی گروه های آموزشی بودم و بعد معاون مدرسه ی شهید اسماعیلی قائمشهر و در ادامه مدیر مدرسه امامت بودم. در سال 90 در مقطع کارشناسی ارشد در رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه آزاد ساری قبول شدم . رشته های دیگر تقریبا اشباع شده اند اما رشته تکنولوژی رشته ای است که کم کم کاربرد آن در ایران احساس می گردد. این رشته با کار و تجربه ی من هم مرتبط بود. در این دوره از اساتید خودم آقایان ، دکتر بادله و دکتر محمد نژاد استفاده زیادی بردم.
ü چه چیزی باعث شد که شما وارد کار تالیف و به طور خاص، وارد کار تالیف کتب ریاضی شدید؟
من در اداره کل آموزش و پرورش استان کار کردم و احساس نمودم که توانایی ام در این زمینه خوب است. درس ریاضی برای دانش آموزان تعیین کننده است. سعی نمودم در تدریس این درس روی روش ها کار کنم. تدریس من در ریاضی مفهومی است. در ابتدا کاربرد ها را می گویم و مقدمه ای می چینم و بین اطلاعات قبلی دانش آموز و آن موضوع درسی پلی ایجاد می کنم.
ü آقا علیرضا، به نظر شما چگونه می توان دانش آموزان را به درس ریاضی علاقه مند نمود؟
چند نکته را باید مورد نظر قرار داشت.
1- درس ریاضی و علوم و زبان و کامپیوتر برای بچه ها مهم است و باید آنها در این دروس قوی باشند.
2- در هر فرصتی می توانید ریاضی یا هر درس دیگری را با دانش آموزان مطرح نمایید ، مثلا در ماشین.
3- در انتخاب معلم بچه ها دقت شود. برای یک معلم خوب باید چرخید تا فرد مناسب را پیدا نمایید و بچه ها را در مدارس خاص ثبت نام کنید.
4- کتاب های کمک آموزشی لازم را تهیه نمایید.
5- دانش آموز تا کلاس چهارم باید در درس ها به پختگی لازم برسد. در غیر این صورت بعد از آن باید آن ها را به سمتی که می خواهیم سوق دهیم.
6- بسیاری از مفاهیم درس ریاضی را هم می توانیم به شکل عملی تدریس نماییم.
7- خود پدر و مادر هم به درس مورد نظر اهمیت دهند و مشغول یادگیری و تمرین آن باشند.
ü در پایان می خواهیم بدانیم فعلا به چه کاری مشغولید؟
فعلا مدیر مدرسه صاحب الزمان در کفشگرکلای قائمشهر هستم ، علاوه بر آن در دوره های ضمن خدمت فرهنگیان در شهر های مختلف تدریس می کنم و در یک موسسه آموزشی خصوصی نیز به کار تالیف و تدریس مشغولم.
عکس های دیگر:

( فرزندان آقای احمدی ، احمدرضا و یاسین در کنار مجسمه سیه هیکل شهر کولاپ تاجیکستان نوروز 89 )
( کردستان ، مسابقات قهرمانی مراکز تربیت معلم کشور، نفر پنجم از سمت راست آقای احمدی ، و نفر چهارم از سمت راست آقای رحمان رضایی بازیکن سابق تیم ملی ایران )
از آقای احمدی بسیار متشکرم که خالصانه اجازه دادند تا من و همه ی خوانندگان در کنار سفره ی پربار تجارب او نشسته و از آن ها بهره مند گردیم. به امید موفقت روز افزون برای ایشان.
هدف از ایجاد وبلاگ گریزی است از آنچه میدانیم به آنچه که نمی دانیم.