مقدمه:در ادامه ی گفتگو با نیکان اتو ، با فرض در قید حیات بودن آقای علی عطایی به سراغ ایشان  می رفتیم اما با هزاران آه و تاسف از وجود ایشان محروم هستیم. لذا برای آشنایی با مراحل زندگی و پاسداشت خاطره آن عزیز، از فرزند گرامی ایشان جناب آقای احسان عطایی کمک خواستیم و ایشان به کمک برادران عطایی و خانواده محترم این سطور را به همراه عکس های مربوطه آماده نموده است که به نظر و رویت شما می رسد.تمامی فرزندان آقای حاج کربلایی ابوالقاسم عطایی مایه ی مباهات در میان اتویی ها بوده و هستند و همه ی این فرزندان ثمره ی پدر و مادری هستند که زندگی آن ها مملو از پاکی و صداقت و ایمان و تلاش و رنج بود. در نهایت از همسر محترمه مرحوم علی عطایی و همه ی فرزندانش بی نهایت متشکرم.

 


 

1332- ولادت

1337- فراگیری قرآن را در اتو و پیرنعیم توسط آقای باکویی در مکتب‌خانه آغاز نمودند.

1338- پس از شرکت در امتحان تعیین سطح، با پایه دوم وارد دبستان اتو شدند.

با توجه به کمبود معلم و چند پایه‌ بودن کلاس‌ها در آن زمان، ایشان به عنوان دانش‌آموز مستعد و ممتاز که به عنوان مبصر هم ایفای نقش می‌کردند، در انجام تکالیف و رفع اشکال دروس در پایه‌های پایین‌تر جای معلمان هم انجام وظیفه می‌نمودند.تا سال 1344 کلاس ششم را با معدل ممتاز به پایان بردند.

 

 

  1345- وارد مدرسه معدن زیراب شدند و در کلاس هفتم ثبت نام نمودند. از سال 1347 که ایشان در کلاس نهم بودند، برادر کوچکترشان آقای شعبان عطائی در کلاس هفتم آن مدرسه ثبت نام کردند و از آن زمان تا پایان دوره تحصیلات متوسطه، در کنار هم به تحصیل اشتغال داشتند


 

1348- با توجه به اینکه در شهر زیراب مدرسه متوسطه وجود نداشت، ایشان جهت ثبت نام در کلاس ده به اتفاق برادرشان به قائمشهر مهاجرت کردند. سه سال دوره متوسطه را در دبیرستان سپهر با موفقیت به اتمام رساندند و مدرک دیپلم طبیعی را در سال 1351 اخذ نمودند. در همان سال در امتحانات ورودی دانشگاه شرکت نمودند؛ ولی به دلیل مشکلات مالی، ترجیح دادند که ابتدا دوره خدمت سربازی را طی کنند و تحصیلات آکادمیک را به زمان دیگری موکول نمایند.



1351- وارد نظام وظیفه ارتش ایران شدند و در سال 1353 خدمت نظام وظیفه را به پایان بردند.


  1353- در دخانیات استخدام شدند و دوره آموزشی ترویج کشت را در انستیتو تیرتاش بهشهر طی نمودند.



1356- در دوره کارشناسی رشته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تهران پذیرفته شده و تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کردند.


به ترتیب ایستاده از راست(آقا شعبان و علی آقا عطایی)

1358- در این سال ایشان ازدواج کردند که حاصل آن، دو پسر

 به نام‌های احسان و ایمان، و یک دختر به نام افروغ بوده است.

1382- پس از سی سال خدمت در ادارات دخانیات استان مازندران و قبول مسئولیت‌های متعدد از جمله معاونت اداره دخانیات ساری و رئیس اداره دخانیات سورک، بازنشسته شدند.

1388- این سال غم‌انگیز، آغازی بود بر یک دوره پر درد و محنت در زندگی ایشان؛ چرا که ایشان به بیماری کانسر مثانه دچار گشتند و طبق نظر پزشکان، رنج عمل جراحی، شیمی‌درمانی و پرتو درمانی را با امید به بهبود طی کردند. بیماری ایشان بار دیگر در سال 1389 عود نمود و مراحل درمان ادامه یافت.

 

 

علی آقا عطایی در بستر بیماری


1390- ایشان به همراه همسر فداکارشان به فیض زیارت خانه خدا نائل آمدند.

1391- بیماری ایشان در ابتدای این سال مجددا عود نمود و نهایتا روح بزرگ، عارف، وارسته و عاشقان عصر روز یازدهم شهریور ماه از بند جسمانیت خلاصی یافت و به سوی معبودِ معشوق پرواز کرد.

ایمان و اعتقاد به خداوند و ائمه اطهار، صفا و صمیمیت در ارتباط با دیگران، تلاش و جدیت در کارها و پیگیری اهداف والا، محبت و مهربانی به خانواده و بستگان، اخلاص در اعمال، روشنفکری و بینش عمیق نسبت به مسائل از ویژگی‌های بارز ایشان به شمار می‌آمد. روحش شاد.


  

تعدادی دیگر از تصاویر ایشان:


براذران بزرگوار عطاییها به تزتیب نشسته از سمت راست آقایان(مصطفی،تیمور،شعبان،محمد،علی،مرتضی)